تبليغاتX
مجيد درويشي مجيددرويشي
دردر اندرون من خسته دل ندانم کیست ... که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
خسرو جان! هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت خسرو شکیبائی خسرو شکیبائی خسرو شکیبائ
رضا كيانيان در نامه‌اي خطاب به خسرو شكيبايي نوشته است: هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت.
اين بازيگر سينما و تئاتر ايران در پي درگذشت خسرو شكيبايي در نوشتاري كه در اختيار بخش سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قرار داده، آورده است:
«سلام خسرو جان
بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!
دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.
فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 9:29  توسط مجید درویشی  | 

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد !!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:56  توسط مجید درویشی  | 

 پشت این پنجره جز هیچ بزگ چیزی نیست ...

به بهشت نمی روم ... اگر مادرم آنجا نباشد

 من سال هاست که مرده ام...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 13:28  توسط مجید درویشی  | 

در اين عالم برخي سودجو هستند و برخي فتنه جو ولی دانشجويان، جوينده بهترين گوهر هستي يعني دانش هستند.
دكتر الهي قمشه اي صبح امروز در جشن فارغ التحصيلي دانشجويان دانشگاه الزهرا كه در تالار اجتماعات اين دانشگاه برگزار شد، از دانش به عنوان درخت جاودانگي ياد كرد و گفت: آشنايي با دانش و دانشمندان و مفيد بودن براي خود و جامعه انساني بهترين شادي‌ها را براي انسان به ارمغان مي‌اورد.
وي از علم، زيبايي و نيكي به عنوان سه ارزش معنوي ياد كرد و افزود: دانايي را اصل قرار دهيد و به دنبال زيبايي برويد و از زيبايي به نيكويي كه نقطه اوج آفرينش است دست يابيد.
الهي قمشه اي همچنين گفت: دانشگاه مكان مقدسي است اما هر كسي مي‌تواند با مطالعه روزانه و مرور آموخته‌هاي گذشته خود، خانه خود را به دانشگاه تبديل كند.
وی در پايان تاكيد كرد: هر روز نيم ساعت با خود ملاقات كنيد يعني بررسي كنيد تا چه اندازه اي براي رسيدن به نيكويي، علم و زيبايي تلاش كرده ايد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 11:43  توسط مجید درویشی  | 

اين نوبت از كسان به شما ناكسان رسيد
نوبت زنا كسان شما نيز بگذرد
زماني كه طراحان و كاريكاتوريست‌هاي وطني! در فكر پرداختن به معلول بودند و با كشيدن پيپ و عصاي اميرعباس هويدا، خود و ديگران را سرگرم مي‌كردند، طراحان بي‌نام و نشاني پاي به عرصة طراحي نهادند كه شناسايي آنان و جمع‌آوري طرح‌هاي ساده‌اشان، به معضلي براي ساواك، تبديل شد.
باز نمايي اغراق‌آميز رفتار، يا ويژگي‌هاي اشخاص به منظور مضحك جلوه دادن آن، تعريفي است كه از كاريكاتور در دايرة‌المعارف هنر، ارائه گرديده است. بر اساس اين تعريف، كاريكاتور، وسيله‌اي است كه براي طعن و هجو اجتماعي و سياسي، به كار برده مي‌شود.
اين تعريف در فرهنگ عميد، به اين شرح است:
«كاريكاتور Caricatore: تصوير خنده‌آور، شكل مضحك، نوعي نقاشي كه نقاش، تصويري از كسي بكشد كه با وجود شباهت، مضحك باشد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:8  توسط مجید درویشی  | 
مگر نظام اسلامي با دادن حکم مسؤوليت به يک فرد، پيشاپيش عدم ارتکاب تخلف توسط او را تضمين کرده و اعلام کرده بود که تا پاي جان براي اثبات عصمت آن فرد متخلف ايستاده است که رسيدگي علني به تخلف او «لطمه به آبروي نظام» تلقي شود؟ 
«هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه...» (دعائم الاسلام، جلد 2، ص532 ).
ابن هرمه چه کرده است که اميرالمؤمنين(ع) به رفاعه، حاکم اهواز چنين فرمان مي‌دهد که او بي درنگ بايد «بي‌آبرو» شود؟ همان مولاي متقيان که حرمت آبروي مسلمان را بالاتر از حرمت کعبه مي‌داند چنان بر بي آبرو شدن يک مجرم حکومتي اصرار دارد که حتي فرماندار اهواز را که مسئول اجراي حکم است «تهديد» مي‌کند که اگر او را بي آبرو نکني «من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم».
او نه ياغي است و نه جاني، يعني نه بر ضد حکومت قيام کرده، و نه جنايتي مرتکب شده است. او مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز بوده که مرتکب تخلف مالي شده است.
شايد برخي نکته اساسي اين فرمان اميرالمؤمنين را در جنبه ايجابي آن يعني قاطعيتي ببينند که آن حضرت در بي آبرو کردن متخلف منسوب به حکومت به خرج داده است، به ويژه اينکه حضرت با پايين دانستن «آستانه جرم» منتظر نماند تا ابن هرمه نصف زمينهاي اهواز را چپاول کند و بعد عکس العمل نشان دهد. اما آنچه لااقل به همين اندازه مهم است و براي وضع اطلاع رساني امروز کشور ما بسيار درس آموز، جنبه سلبي اين حکم است، يعني اينکه چرا حضرت براي مجازات وي دستور «محرمانه» صادر نکرد و چنين بر بي آبرو کردن وي تأکيد ورزيد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 11:56  توسط مجید درویشی  | 
روزي از روزها پدري از يک خانواده ثروتمند، پسرش را به مناطق روستايي برد تا او دريابد مردم تنگدست چگونه زندگي مي‌کنند. آنان دو روز و دو شب را در مزرعه ي خانواده‌اي بسيار فقير سر کردند و سپس به سوي شهر بازگشتند. در نيمه‌هاي راه پدر از فرزند پرسيد: خب پسرم، به من بگو سفر چگونه گذشت؟
- خيلي خوب بود پدر.
- پسرم آيا ديدي مردم فقير چگونه زندگي مي‌کنند؟
- بله پدر، ديدم...
- بگو ببينم از اين سفر چه آموختي؟
- من ديدم که:
ما در خانه ي خود يک سگ داريم و آنان چهار سگ داشتند. ما استخري داريم که تا نيمه‌هاي باغمان طول دارد و آنان برکه‌اي دارند که پاياني ندارد، ما فانوسهاي باغمان را از خارج وارد کرده‌ايم، اما فانوسهاي آنان ستارگان آسمانند. ايوان ما تا حياط جلوي خانه‌مان ادامه دارد، اما ايوان آنان تا افق گسترده است......
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:8  توسط مجید درویشی  | 
به نظر می رسد، اراده ای در صداو سیما وجود دارد که می خواهد رسانه ملی را از حالت خشک و شعاری درآورد و بحث های جدی و چالشی و آنچه مورد توجه عامه مردم است را بر روی آنتن ببرد ولی متاسفانه اراده های دیگری که تاکنون "سمبه پر زورتر"ی داشته اند، این رویکرد را برنمی تابند و رسانه ملی را، صرفا در حد وسیله ای برای اطلاع رسانی کلیشه ای و سرگرم کردن مردم می پسندند
عصرایران؛ مصطفی بدرالسادات- این، دومین بار در طول یک سال اخیر است که برنامه های گفت و گوهای زنده و چالشی سیمای جمهوری اسلامی، خود، دچار چالش می شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 10:12  توسط مجید درویشی  | 

بمناسبت ۱۴ تیرماه روز قلم
"دکتر علی شریعتی"

قلم توتم من است، توتم ماست، به قلم سوگند، به خون سیاهی که از حلقومش می‌چکد سوگند، به رشحه خونی که از زبانش می‌تراود سوگند، به ضجه‌های دردی که از سینه اش برمی‌آید سوگند... که توتم مقدسم را نمی‌فروشم، نمی‌کشم، گوشت و خونش را نمی‌خورم، به دست زورش تسلیم نمی‌کنم، به کیسه زرش نمی‌بخشم، به سرانگشت تزویرش نمی‌سپارم، دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم، چشم‌هایم را کور می‌کنم، گوش‌هایم را کر می‌کنم، پاهایم را می‌شکنم، انگشتانم را بند بند می‌برم، سینه‌ام را می‌شکافم، قلبم را می‌کشم، حتی زبانم را می‌برم و لبم را می‌دوزم...‌اما قلمم را به بیگانه نمی‌فروشم .
قلم توتم من است،‌امانت روح القدس من است، ودیعه مریم پاک من است، صلیب مقدس من است، در وفای او، اسیر قیصر نمی‌شوم، زرخرید یهود نمی‌شوم، تسلیم فریسیان نمی‌شوم. بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند، به چهارمیخم کوبند، تا او که استوانه ی حیاتم بوده است، صلیب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببیند که به نامجویی، بر قلم بالا نرفته‌ام، تا خلق بداند که به کامجویی بر سفره گوشت حرام توتمم ننشته‌ام. تا زور بداند، زر بداند و تزویر بداند که‌امانت خدا را، فرعونیان نمی‌توانند از من گرفت، ودیعه عشق را قارونیان نمی‌توانند از من خرید و یادگار رسالت را بلعمیان نمی‌توانند از من ربود... قلم زبان خداست، قلم‌امانت آدم است، قلم ودیعه عشق است، هرکسی توتمی‌دارد. و قلم توتم من  است 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 15:25  توسط مجید درویشی  | 
بهشتي فقط يك نام نيست كه هر سال در هفتم تير از او تجليل كنيم و او را بستاييم، بلكه يك فرهنگ و قاموس است. فرهنگي كه در لحظه، لحظه سرافرازي اين ملت نقش دارد و در صحنه، صحنه اين انقلاب حضوري برجسته دارد.
و مكتب بهشتي چون خوني تازه و جوشان در شريانهاي پيكره حيات معنوي اين نهضت حسيني، جاري است ......امّا در زمان حیات نورانی‌اش او را با گوجه می‌زدند و بدترین تهمت‌ها را علیه او روانه می‌کردند !
اصلاً چرا بايد هميشه همه، مثل همه بنويسند؟چه كسي اين كليشه بي‌تأثير را ساخت كه سه دهه است در هر مناسبتي فقط از سجايا و اخلاقيات هر از دست رفته اي بايد گفت؟ و كجاست تأثير اين قدرداني ها؟و كو عبرت اندوزي از اين رويدادها؟
می‌گفتم، از او با تخم مرغ و گوجه گنديده استقبال مي كردند خودم ديدم، در کشور خودمان، نه در خارج!
خرده نگيريد، بگذاريد آنها كه نبوده‌اند و الان مي‌بينند كه در هفتم تير چپ و راست...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 10:46  توسط مجید درویشی  | 
جرالدین دخترم ، اکنون تو کجا هستی ؟ در پاریس روی صحنه تئاتر ؟ این را میدانم . فقط باید به تو بگویم که در نقش ستاره باش و بدرخش . اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر گل هایی که برایت فرستاده اند به تو فرصت داد ، بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که صدای کف زدن های تماشاگران گاهی تو را به آسمانها ببرد . به آسمان برو اما گاهی هم به روی زمین بیا و زندگی مردم را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه و در حالی که پاهایشان از بینوایی میلرزد ، هنرنمایی میکنند . من خود یکی از آنها بوده ام . جرالدین دخترم ، تو مرا درست نمی شناسی . در آن شبهای بس دور ، با تو قصه ها گفتم . آن داستان هم شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه میگیرد ، داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام ، من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر ، من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمیکند ، چشیده ام . با این همه زنده ام و از زندگان هستم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:40  توسط مجید درویشی  | 
شعر به يقين بي‌تاثير از محيط اطرافش نمي‌تواند باشد اما در عين حال شاعر ملزم به اسارت شعر خويش در فضاي پيراموني زندگي‌اش نيز نيست.    
ناهيد کبيري، شاعر و نويسنده با بيان اين مطلب به ايانا گفت: چه بسا شاعري در سرسبزترين روستا زندگي کند و شعرهاي کويري بسرايد يا در حجم تنگ و دودآلوده شهري به اسارت بنشيند و در لحظه‌هاي طلوع شعر، با يک کبوتر سپيد سبکبال همسفر شود. وي افزود: شعر، رهاترين و طبيعي‌ترين احساس شاعر است و هيچ ضرورتي نمي‌پذيرد حتي اگر اين ضرورت از جنس زيباترين پديده خلقت يعني طبيعت باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:34  توسط مجید درویشی  | 

به مناسبت هشتم تيرماه ، روز مبارزه با سلاحهای شيميايي و ميكروبي
به ياد دلیر مردانی
كه بهای آزادی كشور را
با جان خود پرداخت كردند
و بهای مردانگی را
با درد و تنهایی می دهند...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 10:21  توسط مجید درویشی  | 
يا عشق
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی!
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی بهانه  بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد
روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن  او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر گرفتن...
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر  بر تمام مادران این سرزمین مبارك
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:32  توسط مجید درویشی  | 
سه سال است كه احمدي نژاد، مرد اول رسانه هاي جهان مي باشد. آن چنان كه "تايم" را مجبور مي كند تا عكس او را به عنوان طرح جلد خود، انتخاب كند و هر روز ضرورت رابطه و مذاكره با او را به دولتمردان اروپايي و آمريكايي، گوشتزد نمايد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:3  توسط مجید درویشی  | 
خاتمی گفت: نه زن برای آنکه انسان باشد و از همه مزایا و فرصت های انسانی استفاده کند لازم است از زن بودن خود دست بردارد و نه مرد برای اینکه با زن مساوی باشد مجبور به انتخاب زندگی زنانه باشد. زن بودن به خودی خود افتخار و امتیاز بزرگی است، همانگونه که مرد بودن... ..
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 5:27  توسط مجید درویشی  | 
 در اين بيانيه با بيان اين كه سخنان عباس پاليزدار كه به گفته صادركنندگان اين بيانيه سخناني بي‌پايه و ادعاهاي گزاف از سوي فردي گمنان و مشكوك خوانده شده، با پيامدها و واكنش‌هاي قابل تاملي در فضاي سياسي كشور همراه شد، آمده است؛ واكنش‌هايي كه با حد و اندازه‌هاي واقعي اين فرد و اهميت ادعاهاي او نامتناسب مي‌نمايد، آمده است: از يكسو دشمنان انقلاب با انعكاس و بزرگ‌نمايي اين ادعاها سعي بر تخريب نظام اسلامي و ادعاي شبهه تضاد و تعارض ميان اركان و مسوولين آن مي‌نمايد كه البته همچون تمامي مقاطع تاريخ پر افت و خيز انقلاب در اين مسير راه به جايي نخواهد برد.
در ادامه اين بيانيه ابرازعقيده شده است كه از سوي ديگر بخشي از جريانات داخلي و مهم‌تر از همه بخش رسانه‌اي مافياي ثروت و قدرت در تلاشي سازمان‌يافته به بهانه محكوم كردن و انتقاد از فرد مذكور، كمر به تخريب جريان اصيل و انقلابي عدالتخواهي و مبارزه با فساد به ويژه شخص دكتر محمود احمدي‌نژاد بسته‌اند. اين پروژه از چنان سازمان‌يافتگي و تقسيم كاري برخوردار است كه...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9:24  توسط مجید درویشی  | 
هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند.
اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی ‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “.
و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم :
خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه ‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9:3  توسط مجید درویشی  | 
دکتر شریعتی از استعدادها و قریحه‌های سرشار، پرارزش و پرخروش زمان ماست. اجازه دهید نگویم «بود»؛ چون او زنده است. همه این فعل‌ها را متناسب با زنده بودن او، با زمان حال بیان خواهم کرد. شریعتی خود را ساخته و پرداخته رنج می‌دانست. آیا شکوفایی استعدادها در راه رنج و در مسیر رنج‌ها بیشتر است، یا در زمینه رفاه‌ها و آسودگی‌‌ها؟ این سوال مهمی است. آیا برجستگان تاریخ بشریت از میدان‌های آسایش و رفاه و تنعم برخاسته‌اند، یا از میدان‌های محرومیت و رنج و شکنجه؟ بی‌شک ما در قهرمان‌های تاریخ کسانی را داریم که از میدان‌ها و زمینه‌های رفاه و آسایش برخاسته باشند. یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها در تاریخ «بودا» است. بودا شاهزاده متنعمی است که در اوج برخورداری قرار دارد و پوچی و پوکی زندگی را در اوج برخورداری لمس کرده و احساس می‌کند نمی‌تواند در منزلگاه رفاه و تنعم انسان بماند. او از این منزلگهی که زندگی در آن به زندگی جانداران و حیوانات عادی شبیه‌تر بود خسته می‌شود، از آن دل برمی‌کند و همه چیز را رها می‌کند. تنها او می‌ماند و خودش... .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 16:29  توسط مجید درویشی  | 
چه در حضور یک نفر و چه در حضور یک جمعیت پنجاه نفره، می‌توان بر ترس و خجالت ناشی از سخنرانی غلبه کرد. سخنرانی مهارتی است که همه می‌توانند با تمرین، آن را بیاموزند.
یک ارتباط چشمی خوب کمک می‌کند تا مخاطب احساس آرامش بیشتری نماید و در توانایی‌هایی کلامی شما نیز اعتماد به وجود می‌آورد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 12:33  توسط مجید درویشی  |